|
فریاد و سکوت
................... منم یه بندم. اما امیدوارم بنده ی خدا باشم |
|
|
|
اینجا «ایران زمین» است. صدای ما را از غرب! می شنوید!
اگر این تعبیر استراتژیست دولت های غربی درست باشد که هست، «چیفتن های» قرن بیست و یکم لشکر استعماری آمریکا «فاکس نیوز» و «سی ان ان» هستند. با نگاهی به مدار 37 درجه رد شنی های آنها را در خیابان های قدس! خواهی دید.
و قدس نه آن قبله ی اول مسلمانان بلکه در غربی ترین نقطه پایتخت ام القرای مسلمین قرار دارد. اینجا غیرت در غربت غوطه می خورد و قدس در گمنامی، خون می گرید و افسوسی که هیچ رگه ای از انتفاضه ی ارزش ها در این نقطه از جغرافیای شیعه نمی بینی.
شاید این ها پاچه های خود را تعمداً بالا زده اند تا از خون شهدا رنگی نشود و این نه از سر مُد است که از سر شادابی نسلی است که وجه المصالحة دموکراسی وارداتی شده اند. باید برای ندیدن این ها چشم را بست و با چشم بسته راه رفت. تا مبادا متهم به خشونت شوی. جامعه دموکرات سالار اینها را می خواهد؛ مبادا برنجند.
شهدا را هم به سر این معابر دعوت کرده ایم تا شاهد ثمرات انقلاب فرهنگی باشند تا به خود ببالند که دو دهه بعد از عروج آنها چگونه نسلی پرورش یافته؛ بعد از آن ها چگونه مراعات خون شهدا را می کنند. شهدا ببینید بعد از شما ما چه کرده ایم! اینجا تبعیدگاه شهیدان است...
به نقل از:www.aviny.com بدان كه شير را جز با مكر و حيله نمي توان شكار كرد و آهن را جز با آهن نمي توان كوبيد! |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 18:28 توسط سيد عبدالله |
|
|
|
|
ساعت 8:45 در كلاس ادبيات: خب بچه ها بياريد صفحه ي 86. آورده اند كه...: يكي در حرب اُحد بود، گفت: بسياري از صحابه شهيد شدند. آب برداشتم و گرد تشنگان مي گشتم تا كه را رمقي از حيات باقي است. سه صحابه را مجروح يافتم، از تشنگي مي ناليدند. چون آب را به نزديك يك بردم، گفت:((بدان ديگري ده كه از من تشنه تر است.)) به نزد دوم بردم، به سيم اشارت كرد، سيم نيز به اول اشارت كرد. به نزديك اول آمدم، از تشنگي هلاك شده بود. به نزد دوم و سوم رفتم، نيز جان داده بودند. معاش اهل مروت بدين نسق بوده است كه جان خود به مروت نثار مي كردند به اتفاق ز بهر حيات يك ديگر هلاك خويش همه اختيار مي كردند.(روضه ی خلد)
دارم آتيش مي گيرم. اما نمي تونم بسوزم چون كلاس جاي آتيش گرفتن نيست. اما جلوي اون يه كبريت رو نمي تونم بگيرم چون خودش روشن شد. اما سريع فوتش مي كنم تا كسي متوجه نشه كه من دارم آتيش مي گيرم. ساعت 9:00 در كلاس: آقا خسته نباشيد. مي رم تو حياط همش دارم به اون متن فكر مي كنم و چيزي جز "شهدا شرمنده ايم" به ذهنم نمي رسه كه بگم.
بدان كه شير را جز با مكر و حيله نمي توان شكار كرد و آهن را جز با آهن نمي توان كوبيد! |
|
لینک ثابت|
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 18:24 توسط سيد عبدالله |
|
|
|
|
یه جمله قشنگ پيدا كردم(كه البته گويندش مهم نيست چون از سرداراي قسم خورده ي سپاه دشمن بوده و اين جمله رو درباره ي مسلمونا گفته): شير را جز با مكر و حيله نمي توان شكار كرد و آهن را جز با آهن نمي توان كوبيد!
|
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 18:52 توسط سيد عبدالله |
|
|
|
|
.......
نمی دونم دیگه چی بگم.... آره دلم داغونه از این همه نامردی این همه شهید رفتن که اینجوری بشه؟ نه به و الله.......... ما ها مدیونیم چرا این قدر بد حجاب زیاد شده .......... چرا اینقدر بی حجاب زیاد شده........... به خدا ما مدیونیم اما حرف آخر............. آره این گناه ها که داره عادی می شه و آروم آروم همه دارن بی حجاب می شن مثل کربلاست و با این کارها سر حسین را بر نیزه می کنیم......... ........................................ تو رو به خدای بالا سر به خاطر اون شهدا دیگه بس کنید ................ ............................. .........................................
به نقل از:http://yakarbala.blogfa.com |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 12:31 توسط سيد عبدالله |
|
|
|
|
در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمد حسابي....... و زندگی همچنان جاری و زیباست...............
به نقل از:http://alimirmoezi.blogfa.com |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 12:28 توسط سيد عبدالله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
خورشید عظمت قطره ی خون شهید را می یابد... . ((شهید سید محمد حسین علم الهدی))
|
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|