|
فریاد و سکوت
................... منم یه بندم. اما امیدوارم بنده ی خدا باشم |
|
|
|
آنها ما را با شيپورها و ترانه هاي هاليوود پرورده اند. مارهاي مرده و تفكرات مسموم به خوردمان داده اند. شيطان كه كارش تمام بود، هنوز ادامه مي دهد! و در اين شب، صلح و آرامشي نخواهد بود! *** استخوان سرداران قديم، خشت خانه ي ماست كنون! آنها سرنوشتمان را پيشتر از اين، رقم زده اند. چاره اي نداريم! شيطان كه كارش تمام بود، هنوز ادامه مي دهد. و وقتي آنها رفتند، ما >>صدا<< خواهيم بود. *** پرنده ي آبي بر تخته سنگ. نسيمي ملايم مي وزد، بر چهره ي عريان درياچه خفته، برخيز و آزاد باش! صدايي در گوشم نجوا مي كرد; >>و بدين سان بيدار خواهي گشت!<< *** برو از تپه فراز و راستين قامت بايست! و روز را در سكوت، غسل بده! عجله نكن، سرگردان مباش، احساس تنهايي نكن، اينقدر! >>و بدين سان بيدار خواهي گشت!<< *** آنچه داري، جمع و جور كن. مگذار ضعف بر تو غلبه كند. بدان هرجا بروي، جهان به دنبال تواست، چون سايه! بگذار دلايلت براي خودت حقيقي بمانند. تا پايان، در كنار يارانت بمان! وقتي فهميدند كه بسان آنان هستي، برخيز و آزاد باش و شادمانه بمير! >>و بدين سان بيدار خواهي گشت!<< ----- پ . ن: دو تا فرياده اولي ماله خودمه. حتما بخونيدشون. ممنون. |
|
لینک ثابت|
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 12:43 توسط سيد عبدالله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
خورشید عظمت قطره ی خون شهید را می یابد... . ((شهید سید محمد حسین علم الهدی))
|
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|