|
فریاد و سکوت
................... منم یه بندم. اما امیدوارم بنده ی خدا باشم |
|
|
|
زندگی کردم آن زمان و سال ها قبل از آن مرده ام اکنون; زندگی می کنید نه سرافکنده اما در تعقیب تمام شرافت انسانی در بند آزاد میان برده های نقاب بند زندگی کردم در بند اما آزاده بودم رود و زمین و آسمان را نگاه می کردم که می چرخیدند دور من و تعادل خود حفظ می کردند و فصل ها از پرندگان و شیرینی خود خبر می دادند. شما که زنده هستید، چه کردید با این ثروت ها؟ حسرت می خورید به دورانی که می جنگیدم؟ کاشتید آیا برای برداشت های مشترک؟ بارور ساختید شهری که در آن می زیستم؟
زنده ها، هیچ نهراسید از من، چون مرده ام هیچ نمانده باقی نه از فکــرم نه از جسـمم
|
|
لینک ثابت|
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 17:26 توسط سيد عبدالله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
خورشید عظمت قطره ی خون شهید را می یابد... . ((شهید سید محمد حسین علم الهدی))
|
|
|
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|